قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف م / ای جان لطیف و ای جهانم

ای جان لطیف و ای جهانم

به این پست امتیاز بدهید

ای جان لطیف و ای جهانم

از خواب گرانت برجهانم

بی‌شرم و حیا کنم تقاضا

دانی که غریم بی‌امانم

گر بر دل تو غبار بینم

از اشک خودش فرونشانم

ای گلبن جان برای مجلس

بگرفته امت که گل فشانم

یک بوسه بده که اندر این راه

من باج عقیق می ستانم

بسیار شب است کاندر این دشت

من از پی باج راهبانم

شب نعره زنم چو پاسبانان

چون طالب باج کاروانم

همخانه گریخت از نفیرم

همسایه گریست از فغانم

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*