ورود-ثبت نام

زنهار مرا مگو که پیرم

زنهار مرا مگو که پیرم

پیری و فنا کجا پذیرم

من ماهی چشمه حیاتم

من غرقه بحر شهد و شیرم

جز از لب لعل جان ننوشم

غیر سر زلف او نگیرم

گر کژ نهدم کمان ابرو

در حکم کمان او چو تیرم

انداخته‌ای چو تیر دورم

برگیر که از تو ناگزیرم

پرم تو دهی چرا نپرم

میرم چو تویی چرا بمیرم

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.