ز قند یار تا شاخی نخایم

ز قند یار تا شاخی نخایم
به این پست امتیاز بدهید

ز قند یار تا شاخی نخایم

نماز شام روزه کی گشایم

نمی‌دانم کجا می روید آن قند

کز او خوردم نمی‌دانم کجایم

عجایب آنک نقلش عقل من برد

چو عقل نیست چونش می ستایم

کی دارد روزه همچون روزه من

کز او هر لحظه عیدی می ربایم

ز صبح روی او دارم صبوحی

نماز شام را هرگز نپایم

چو گل در باغ حسنش خوش بخندم

چو صبح از آفتابش خوش برآیم

زبانم از شراب او شکسته‌ست

ز دستانش شکسته دست و پایم

.....
  • امین پیرانی
  • هیچ
  • 27 views
  • ۰۹ آبان ۹۷
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0