بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

هزار شمع منور به خاندان سماع

چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل

بیا که ماه تمامی در آسمان سماع

بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست

بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع

بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست

بیا که چون تو زری را ندید کان سماع

بیا که بر در تو شسته‌اند مشتاقان

ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع

بیا که رونق بازار عشق از لب تست

که شاهدیست نهانی در این دکان سماع

بیار قند معانی ز شمس تبریزی

که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها