قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از کیومرث مرادی،شاعر دهلرانی

غزلی از کیومرث مرادی،شاعر دهلرانی

 

دهاتی ام،کمر و کوهسار را بلدم

خطوط کوه و الفبای غار را بلدم

کرشمه بازی آهوی چشمه را حفظم

هنرنمایی چشمان یار را بلدم

سرود چشمه،برای بلوط را خواندم

زبان کردی فصل بهار را بلدم

شکست شاخ زمان،با تفنگ خشم پدر

خماندن کمر روزگار را بلدم

تفنگ برنوی بابابزرگ دست من است

چگونه ماشه چکاندن،شکار را بلدم

صدای ساز و دهل را هنوز می شنوم

مقام زله نواز دیار را بلدم (۱)

شب غلامرضا خان ارکوازی را (۲)

سرود نیمه شب آن عیار را بلدم

کبیرکوه،رنو،قله قله ی مانشت(۳)

ورق ورق،سند و افتخار را بلدم

سیاه چادر مهمان نوازی پدرم

اصالت کهن این تبار را بلدم

کتابنامه ی ایلام،امپراتورِ (۴)

تمدن و ظفر و اقتدار را بلدم


واژگان دشوار:۱-به زبان کردی:zala:فلوت   دوزله: سازی چوبی وساخته شده از دو فلوت به هم چسبیده،که کردها از آن،در رقص و پایکوبی استفاده می کنند.   ۲-از شاعران کرد زبان ایلام.   ۳-کبیرکوه:شاخه ای از رشته کوه زاگرس و طولانی ترین رشته کوه استان ایلام که از جنوب ایلام آغاز شده و تا شهرستان های آبدانان و دره شهر،امتداد میابد.   رنو:از ارتفاعات شهر ایلام.   مانشت:از ارتفاعات شهر ایلام.   ۴-اشاره به امپراتوری ایلام باستان.


واژگان کلیدی: اشعار کیومرث مرادی،نمونه شعر کیومرث مرادی،شاعر کیومرث مرادی،شعرهای کیومرث مرادی،شعری از کیومرث مرادی،یک شعر از کیومرث مرادی،غزل کیومرث مرادی،غزل های کیومرث مرادی،غزلی از کیومرث مرادی،غزلیات کیومرث مرادی،شعر سنتی کیومرث مرادی،شاعر دهلران،شعر شاعر دهلرانی،شاعر استان ایلام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code