قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار علی شیشه گر

اشعار علی شیشه گر

شعر نخست :

 

این بار که دیدمت

می خواهم لبهایت ارث پدری ام باشد

و شش دانگ حواسم را بزنم پشت قباله ات

که ما داغ بشویم

و خدا هم طبق معمول غضبش بگیرد و سنگمان کند .

من لات می شوم

چیزی هم که زیاد است بت شکن !

بیا بگیر

قلبم مال تو

دارند می آیند

می خواهم ” تکه بزرگه ام ” گوشم نباشد !

 


شعر دوم :

 

دراز می شوم

در امتداد این جاده

و به موازات مرگ خمیازه میکشم

لای دندان هایم گیر کرده

لاشه ی آخرین بار

و هنوز زبانم را بازی میدهد

من فاسد شده ام

و لابه لای خاطرات نمک سود

چیزی شبیه دیروز را گم کرده ام

هزار بار آب کشیدمت

هنوز بوی هنوز می دهی !


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،علي شيشه گر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code