افتادگی برآورَد از خاک دانه را - ادبستان شعر پارسی % %

افتادگی برآورَد از خاک دانه را

صائب تبریزی- غزل شماره 747

 

افتادگی برآورَد از خاک دانه را

گردنکشی به خاک نشانَد نشانه را

آن بلبلم که دیدنِ بال شکسته ام

از آب چشم دام کند سبز دانه را

کو جذبه ای که تا نفس از دل برآورم

خاشاکِ گردباد کنم آشیانه را

در پیری از سرشک ندامت مدار دست

بشکن به آبِ صبح، خمار شبانه را

ما را بهم مزن به زبردستی ای سپهر

کز موی درهم است خطر، دست شانه را

ترسم به عجز حمل نمایند، اگر نه من

شرمنده می کنم به تحمّل زمانه را

از زاهدان خشک حدیث گهر مپرس

کز بحر نیست بهره بجز خس کرانه را

در خود گمان منزلتی هر که را که هست

بر صدر اختیار کند آستانه را

وحشت کند ز خود دل روشن، چه جای خلق

یک تن، هزار تن بوَد آیینه خانه را

با نیک و بد چو آینه یکسان سلوک کن

کاین زخمها ز موی شکافی است شانه را

صائب صبور باش که در روزگار ما

از دست داده اند عنان زمانه را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤