تومان۶۰۰,۰۰۰

تومان۲۷۵,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

گذاشتیم به اغیار زلف پرخم را

صائب تبریزی- غزل شماره 605

 

گذاشتیم به اغیار زلف پرخم را

به دست دیو سپردیم خاتم جم را

حریم سینۀ عاشق عجب شبستانی است

که یک هواست در او شمعِ سور و ماتم را

مکن به عشق سخن نقل ای خرد برخیز

که به ز نقل مکان نیست نقل، ملزم را

اگر تپیدن دل ترجمان نمی گردید

که می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟

زمانه ای است که با صد گره گشا خورشید

گره ز دل نتواند گشود شبنم را

چه حاجت است مسیحا به گفتگو آید؟

حجاب، شاهد عصمت بس است مریم را

به روی زنده دلی آفتاب خنده زند

که همچو صبح تواند شمرده زد دم را

محرّران سخن، شاه بیتِ ابرویند

ز روی نسخۀ تشریح، روی عالم را

نماند فیض درین خشک طینتان صائب

مگر به آب رسانیم خاکِ حاتم را

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها