تومان۳۵۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

مشرق مهر بوَد سینۀ بی کینۀ ما

صائب تبریزی- غزل شماره 569

 

مشرق مهر بوَد سینۀ بی کینۀ ما

صاف چون صبح به آفاق بوَد سینۀ ما

خون اگر در جگر نافۀ آهو شد مشک

مشک خون می شود از خرقۀ پشمینۀ ما

ریشۀ سبزۀ زنگار رسیده است به آب

چه خیال است که روشن شود آیینۀ ما؟

آن که بر نعمت الوان جهان دارد دست

می برد رشک به نان جو و کشکینۀ ما

تا ز مستیّ جهالت به خمار افتادیم

به کدورت گذرد شنبه و آدینۀ ما

در پریخانۀ ما جغد هما می گردد

صبح شنبه خجل است از شب آدینۀ ما

شسته رو می شود از گردِ یتیمی صائب

گوهری را که فتد راه به گنجینۀ ما

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها