تومان۱۵۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۳۰۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

نمکِ خال بوَد داغِ تمنّای ترا

صائب تبریزی- غزل شماره 498

 

نمکِ خال بوَد داغِ تمنّای ترا

شور لیلی است سیه خانۀ سودای ترا

بر جبین همچو گهر گردِ یتیمی دارد

دید تا شبنم گل، چهرۀ زیبای ترا

خضر از دامن یک عمر ابد دست نداشت

کیست از دست دهد زلف دلارای ترا؟

طوق هر فاخته ای حلقۀ ماتم می شد

سرو می دید اگر قامت رعنای ترا

دو جهان در نظرش دست نگارین گردد

هر که در چشم کشد خاک کف پای ترا

که گل از شمع تو چیند، که گرفته است به بر

پردۀ شرم چو فانوس سراپای ترا

پُر مقیّد به تماشای خود ای ماه! مباش

آفتابی نکند آینه، سیمای ترا!

ما که داریم ز دل، دیدن روی تو دریغ

چون به آیینه پسندیم تماشای ترا؟

مانده در عقدۀ حیرت نفس موی شکاف

بوسه چون راه برد لعل شکرخای ترا؟

چشم صائب به کجای تو نظرباز شود؟

شوخیِ چشم غزال است سراپای ترا

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها