نه به چشم و دلِ تنها نگرانیم ترا - ادبستان شعر پارسی % %

نه به چشم و دلِ تنها نگرانیم ترا

صائب تبریزی- غزل شماره 495

 

نه به چشم و دلِ تنها نگرانیم ترا

همچو دام از همه اعضا نگرانیم ترا

تو به چندین نظرِ لطف نبینی در ما

ما به یک دیده ز صد جا نگرانیم ترا

نیست نظّارۀ رخسار تو مخصوص به چشم

از سراپا، به سراپا نگرانیم ترا

پردۀ چشم سزاوارِ تماشای تو نیست

از سراپردۀ دلها نگرانیم ترا

دل همان می تپد از شوق تماشای رخت

گر به صد دیدۀ بینا نگرانیم ترا

فارغیم از هوسِ سیرِ خیابانِ بهشت

تا به آن قامت رعنا نگرانیم ترا

نیست مانع، در و دیوار نظربازان را

چون شرر در دلِ خارا نگرانیم ترا

چه شود گر به نگاهی دل ما شاد کنی؟

ما که از جملۀ دنیا نگرانیم ترا

نیست در دیدۀ حیرت زده مطلب را راه

ما نه از راه تمنّا نگرانیم ترا

دیده از خواب نمالیده روان می گردی

گر بدانی چه قدرها نگرانیم ترا

نرسد دیدۀ بدبین به تو ای وادی عشق!

که ز هر آبلۀ پا نگرانیم ترا

هست با فکر تو کیفیّت دیگر صائب

نه به املا و به انشا نگرانیم ترا

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤