مهیّا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را - ادبستان شعر پارسی % %

مهیّا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را

صائب تبریزی- غزل شماره 388

مهیّا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را

ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را

تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشی

که شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را

نگردد خواب از افسانه گرد دیدۀ عاشق

که نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را

ز آه سرد هم جمعیّت دل می شود حاصل

نسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را

کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم

مبر با آشنایان زینهار از حد تحمّل را

دل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شد

به زور سیل زه کردم کمان حلقۀ پل را

مروّت نیست بر صید حرم شمشیر خواباندن

مکن رنگین به خون عاشقان تیغ تغافل را

برون از زیر سنگ این سنبل سیراب می آید

نهان در پیچش دستار نتوان کرد کاکل را

به پروین می رساند دانۀ من خوشۀ خود را

ترقّی هست اگر در پلّۀ طالع تنزّل را

زمین سست، سیلاب عمارت می شود صائب

منه بر کاهلی زنهار بنیاد توکّل را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤