به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد - ادبستان شعر پارسی % %

به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد

صائب تبریزی- غزل شماره 3787

به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد

تمام عمر چو خورشید خودنمایی کرد

فغان که ساغر زرین بی نیازی را

گرسنه چشمی ما کاسۀ گدایی کرد

خدنگ آه جگردوز را ز بیدردی

هواپرستی ما ناوک هوایی کرد

به مومیایی مردم چه حاجت است مرا؟

که استخوان مرا سنگ مومیایی کرد

ازان ز گریه نشد خشک شمع را مژگان

که روشنایی خود صرف آشنایی کرد

بهوش باش دلی را به سهو نخراشی

به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد

مرا به آتش سوزنده رحم می آید

که زندگانی خود صرف ژاژخایی کرد

به رنگ و بوی جهان دل گذاشتن ستم است

چه خوب کرد که شبنم ز گل جدایی کرد

هنوز خط تو صورت نبسته بود از غیب

که درد صفحۀ روی مرا حنایی کرد

خوش است گاه به عشاق خویش دل دادن

نمی توان همۀ عمر دلربایی کرد

نداد سر به بیابان درین بهار مرا

نسیم زلف تو بسیار نارسایی کرد

ز رشک شمع دل خویش می خورم صائب

که جسم تیرۀ خود صرف روشنایی کرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤