دعوی عشق ز هر بوالهوسی می‌آید - ادبستان شعر پارسی % %

دعوی عشق ز هر بوالهوسی می‌آید

صائب تبریزی- غزل شماره 3634

دعوی عشق ز هر بوالهوسی می‌آید

دست بر سر زدن از هر مگسی می‌آید

اوست غواص که گوهر به کف آرد، ورنه

سیرِ این بحر ز هر خار و خسی می‌آید

از دل خستۀ من گر خبری می‌گیری

برسان آینه را تا نفسی می‌آید

زاهد از صید دل عام نشاطی دارد

عنکبوتی ز شکار مگسی می‌آید

چه شتاب است که ایام بهاران دارد

که ز هر غنچه صدای جرسی می‌آید

تند شد بوی دل سوختۀ مشتاقان

می‌توان یافت که آتش‌نفسی می‌آید

ای سپند از لب خود مهر خموشی بردار

که عجب آتش فریادرسی می‌آید

چه بوَد عالم ایجاد، که صحرایِ جنون

از دل تنگ به چشمم قفسی می‌آید

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤