ورود-ثبت نام

کلکم از سیر بدخشان سخن می آید

صائب تبریزی- غزل شماره 3628

کلکم از سیر بدخشان سخن می آید

سرخ رو از سر میدانِ سخن می آید

شور غیرت به نمکدان مسیح افکندن

از شکر خندۀ پنهان سخن می آید

تیر از جوشن الماس ترازو کردن

از کمین جنبشِ مژگان سخن می آید

سبزی بخت به طاوس دهد راه آورد

طوطیی کز شکرستان سخن می آید

جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت

از سیه چشمۀ پستان سخن می آید

همه جا دست بدستش به سر کلک برند

هر متاعی که ز یونان سخن می آید

هر نسیمی که گشاید گره از کار دلی

می توان یافت ز بستان سخن می آید

باطن اهل سخن تیغ به کف استاده است

تا که گستاخ به میدان سخن می آید؟

چه شکنها که ز سرپنجۀ ارباب سخن

به سر زلف پریشان سخن می آید

صبر کن بر ستم چرخ دو روزی صائب

نوبت قافیه سنجان سخن می آید

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها