ورود-ثبت نام

هرکه گفتار صواب از سر غفلت شنود

صائب تبریزی- غزل شماره 3612

هرکه گفتار صواب از سر غفلت شنود

مایۀ جهل شود هرچه ز حکمت شنود

دل آگاه ز هر ذره شود پندپذیر

مرده دل از دهن گور نصیحت شنود

سخن راست خدنگی است که زهرآلودست

جگر شیر که دارد که به جرأت شنود؟

عندلیبی که ز تعجیل بهار آگاه است

از شکر خند گل آوازۀ رحلت شنود

دل آگاه درین غمکده چون شاد شود؟

که ز هر ذرۀ او نالۀ حسرت شنود

هر که از نرم زبانان نشود نرم دلش

سخن سخت ز هر سنگِ ملامت شنود

از زبان بازی امواج، صدف آسوده است

غرقۀ عشق کجا حرف ملامت شنود؟

قصۀ عشق کند آب دل مردان را

نیست افسانه که هر طفل به رغبت شنود

درِ توفیق شود باز به رخسار کسی

کز ته دل سخن اهل حقیقت شنود

همچو پروانه جگر سوخته ای می باید

که ز خاکستر ما بوی محبت شنود

رتبۀ زمزمۀ عشق ندارد زاهد

بگذارید که آوازۀ جنت شنود

روزگاری است که تصدیق نمی باید کرد

اگر از صبح کسی حرف صداقت شنود

نیست پیش تو خبر، ورنه ز هر ذرۀ خاک

گوشِ معنی طلب اسرار حقیقت شنود

سخت رویی که به خود راه نصیحت بسته است

باش تا یک به یک از اشک ندامت شنود

برگ سبزی که نگیرد ز بهاران خطِ راه

از دم سرد خزان نغمۀ رخصت شنود

بادۀ ناب به ساغر کند از پردۀ گوش

هر که صائب سخن تلخ به رغبت شنود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها