ورود-ثبت نام

نیست ممکن دل ازان جان جهان سیر شود

صائب تبریزی- غزل شماره 3588

نیست ممکن دل ازان جان جهان سیر شود

حسن از آیینه محال است که دلگیر شود

دهن تنگ تو هرجا که به گفتار آید

لب رنگین سخنان غنچۀ تصویر شود

بیقرار تو چو مجنون ننشیند از پا

چشم آهو اگرش حلقۀ زنجیر شود

هیچ جا تا هدف آرام نگیرد چون تیر

هرکه را جاذبۀ شوق عنانگیر شود

اثر ظلم مگر دامن ظالم گیرد

ورنه آن صبر که دارد که خداگیر شود؟

حرص از طینت پیران نبرد موی سفید

این تبی نیست که ساکن به طباشیر شود

اشتیاق لب شیرین ننشیند از جوش

خون فرهاد پس از کشته شدن شیر شود

در قیامت سپر آتش دوزخ گردد

سینۀ هر که در اینجا هدف تیر شود

آب در قبضۀ فولاد نخواهد ماندن

پیچ و تاب من اگر جوهر شمشیر شود

دانۀ سوختۀ خاک فراموشان است

هرکه مشغول به آب و گل تعمیر شود

شبنم از دیدن خورشید نمی گردد سیر

چشم صائب ز تماشای تو چون سیر شود؟

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها