دیوان شاطرعباس صبوحی

تومان۳۰۰,۰۰۰
تومان۱۰۰,۰۰۰
تومان۲۸۰,۰۰۰
تومان۳۴۰,۰۰۰

ما به ساقیّ و حریفان به شراب افتادند

صائب تبریزی- غزل شماره 3495

ما به ساقیّ و حریفان به شراب افتادند

ما به سرچشمه و یاران به سراب افتادند

ثمر از ماست اگر برگ دگرها بردند

گوهر از ماست اگر خلق در آب افتادند

خبر از داغ جگرسوز غریبان دارند

موجهایی که ز دریا به سراب افتادند

پشت دادند به دیوارِ صدف چون گوهر

قطره هایی که به دریا ز سحاب افتادند

آهِ افسوس بود حاصل معمارانی

که به تعمیر من خانه خراب افتادند

در چمن رشک بر آن بال فشانان دارم

که به سرپنجۀ شاهین و عقاب افتادند

شبِ زلف تو چه افسانه ندانم سر کرد

که حریفان همه یکباره به خواب افتادند

به جزای عمل خویش رسیدند اینجا

عاملانی که به دیوان حساب افتادند

دل معمور از آن قوم طلب کن صائب

که به یک جلوۀ مستانه خراب افتادند

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها