تومان۱۸,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۱۲۰,۰۰۰

که دارد این چنین سرگشته و بیتاب دریا را؟

صائب تبریزی- غزل شماره 348

که دارد این چنین سرگشته و بیتاب دریا را؟

که نعلی هست در آتش ز هر گرداب دریا را

فروغ گوهری در دیدۀ من خواب می سوزد

که می ریزد نمک در پرده های خواب دریا را

مرا گرد جهان آن گوهر سیراب گرداند

که گرداند به گرد خویش چون گرداب دریا را

سبکروحانه سر کن در بزرگی با فرودستان

که از ابروی موج خود بود محراب دریا را

نمی جوشد به هر آتش عذاری دیدۀ عاشق

به جوش آرد مگر خورشید عالمتاب دریا را

بود دامان ارباب کرم وقف تهیدستان

به سوی خود کشد هر موج چون قلّاب دریا را

ز طوق حلقۀ زنجیر شد سودای من افزون

نزد مهر خموشی بر دهن گرداب دریا را

دل روشن به اندک التفاتی می شود کامل

که سیم ناب سازد پرتو مهتاب دریا را

ز جمع مال، حرص مردم دنیا نگردد کم

که نتوان سیر کرد از ریزش اسباب دریا را

ز شوق روی او چندان سرشک لاله گون ریزم

که آب تلخ در ساغر شود خوناب دریا را

کدامین روی آتشناک یارب در نظر دارد؟

که آتش می جهد از دیدۀ پر آب دریا را

ز حرف سرد ناصح گرمی عاشق نگردد کم

نیندازد ز جوش خویشتن سیلاب دریا را

بزرگان را به حرفی می توان از جا درآوردن

نسیمی می تواند ساختن بیتاب دریا را

نماند بر دل رحمت غبار جرم ما صائب

به رنگ خود برآرد یک نفس سیلاب دریا را

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها