در آن زلف سیه دلهای خونین می شود پیدا

صائب تبریزی- غزل شماره 324

در آن زلف سیه دلهای خونین می شود پیدا

درین سنبلستان آهوی مشکین می شود پیدا

به دامن می رسد چاک گریبان گلعذاران را

به هر محفل که آن دست نگارین می شود پیدا

به هر صورت که باشد عشق دل را می دهد تسکین

که بهر کوهکن از سنگ شیرین می شود پیدا

سیه روزی ندارد عشق او چون من که مجنون را

ز چشم شیر، شمع از بهر بالین می شود پیدا

به نومیدی مده از دست خود دامان شب ها را

که از خاک سیه گلهای رنگین می شود پیدا

گرانیهای غفلت لازم افتاده است دولت را

که در جوش بهاران خواب سنگین می شود پیدا

سبکروحانه سر کن گر سبکباری طمع داری

که در دل کوه غم از کوه تمکین می شود پیدا

ز حرف عشق، صائب می روند افسردگان از جا

اگر در مرده ها جنبش ز تلقین می شود پیدا

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها