صوفیان بردند از ره چشم جادوی ترا

 

صائب تبریزی- غزل شماره 32

صوفیان بردند از ره چشم جادوی ترا

در کمند وحدت آوردند آهوی ترا

آستین افشانی بیجای این تردامنان

کرد محتاج شراری شعلۀ روی ترا

تندبادِ بی اصول چرخِ ارباب سماع

خصمِ تمکین ساخت نخل قدّ دلجوی ترا

زود باشد قرب این پشمینه پوشان، همچو خط

در نظرها زشت سازد روی نیکوی ترا

ترسم آخر ذکرِ خیرِ اختلاطِ این گروه

بر زبانها افکند لعل سخنگوی ترا

شرط دلسوزی است جان من، که صائب گاه گاه

بر فروزد از نصیحت آتش خوی ترا

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها