تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۱۳۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

در بهاران از چمن ای باغبان بیرون میا

صائب تبریزی- غزل شماره 309

در بهاران از چمن ای باغبان بیرون میا

تا گلی دربار هست از گلستان بیرون میا

چون نمی گردد سری از سایه ات اقبالمند

ای هما در روز ابر از آشیان بیرون میا

قطرۀ باران ز فیض گوشه گیری شد گهر

زینهار از خلوت ای روشن روان بیرون میا

پیش دمسردان زبان گفتگو در کام کش

از غلاف ای برگ در فصل خزان بیرون میا

می شوی از قیمت نازل سبک چون ماه مصر

زینهار از چَه به امداد خسان بیرون میا

تیر کج را گوشه گیری پرده پوشی می کند

تا نسازی راست خود را، از کمان بیرون میا

اتّفاق رهروان با هم دعای جوشن است

در بیابان طلب از کاروان بیرون میا

با دل خرسند قانع شو ز فکر آب و نان

بهر گندم از بهشت جاودان بیرون میا

زندگی را کن سپرداری به مهر خامشی

چون زبان مار هر دم از دهان بیرون میا

در کنار بحر بیش از بحر می باشد خطر

پا به دامن کش چو مرکز از میان بیرون میا

قطره در اندیشۀ دریا چو باشد واصل است

هر کجا باشی ز فکر دلستان بیرون میا

تا نسازی قطرۀ بی قیمت خود را گهر

چون صدف از قعر بحر بیکران بیرون میا

نیست حقّ تربیت صائب فرامش کردنی

در برومندی ز فکر باغبان بیرون میا

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها