غباری از بیابانِ جنون بالا نمی گیرد

صائب تبریزی- غزل شماره 2984

غباری از بیابانِ جنون بالا نمی گیرد

که دل از سینۀ لیلی ره صحرا نمی گیرد

زمین سینۀ عاشق عجب خاصیتی دارد

که تا سرکش نباشد نخل، در وی پا نمی گیرد

رسانیده است جایی همت من بی نیازی را

که آتش را خس و خارم ز استغنا نمی گیرد

اگر پای حسابی روز محشر در میان باشد

سر خاری ازین گلزار پای ما نمی گیرد

غبارِ غم زمین و آسمان را تنگ اگر سازد

فضای گوشۀ دل را کسی از ما نمی گیرد

ندارد همچو ما غالب شریکی محنت عالم

کسی از پا نمی افتد که دست ما نمی گیرد

زبان گندمین تنخواهِ نان جو بود صائب

فلک روزی عبث از مردم دانا نمی گیرد

 

 

 

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها