زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود - ادبستان شعر پارسی % %

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

صائب تبریزی- غزل شماره 2696

 

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

گر چنین مجنون ما را عشق در شور آورد

دامن دشت جنون صحرای محشر می‌شود

آب جای بادۀ گلرنگ نتواند گرفت

تشنۀ دیدار کی قانع به کوثر می‌شود؟

از گریبان خموشی هرکه آرد سر برون

چون چراغ صبحگاهی خرج صرصر می‌شود

با سر آزاده‌ام فارغ ز دولت کاین هما

بر سر بی‌مغز دایم سایه‌گستر می‌شود

خجلت از حرف مکرّر لازم فهمیدگی است

منفعل کی طوطی از حرف مکرّر می‌شود؟

جلوه‌های مختلف دارد میِ دولت که آب

زنگ در آیینه و در تیغ جوهر می‌شود

آه خون‌آلود را چندان که می‌دزدم به دل

از گره چون رشتۀ باران رساتر می‌شود

نیست خوان پر ز نعمت را به سرپوش احتیاج

کی سر آزادگان قانع به افسر می‌شود؟

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤