هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند - ادبستان شعر پارسی % %

هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند

صائب تبریزی- غزل شماره 2497

هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند

چون سر منصور مُهر خویش بر بالا زند

پشت پا بر جسم زد جان تا هوای عشق کرد

جامه را بخشد به ساحل هر که بر دریا زند

از که دیگر می توان چشم نوازش داشتن؟

چون تجلّی سنگ بر هنگامۀ موسی زند

کُند سازد تیغ دشمن را سپر انداختن

بحر در شورش بود تا غرقه دست و پا زند

دامن دشت قناعت باغ و بستان من است

می تپم گر گل کسی بر خار این صحرا زند

بر نیاید دوزخ سوزان به روی سخت ما

طاعت ما را مگر ایزد به روی ما زند

چون قلم شق در سر فرهاد سنگین دل فتاد

این سزای آن که ناحق تیشه بر خارا زند

عشق و تعمیر دل عاشق، چه امّیدست این؟

بخیه چون سیلاب بر چاک دل دریا زند؟

سر به یک بالین فرو ناید غیوران را، مگر

دار دیگر عشق از بهر فنای ما زند

کلک گوهر بار صائب چون گهرریزی کند

گوشها چون گوش ماهی غوطه در دریا زند

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤