زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد - ادبستان شعر پارسی % %

زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد

صائب تبریزی- غزل شماره 2445

 

زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد

شور بلبل خجلت از جوش بهارم می‌کشد

از مروّت نیست مجنون مرا عاقل شدن

در سر هر کوچه طفلی انتظارم می‌کشد

گرچه دامن بر ثمر چون سرو و بید افشانده‌ام

همچنان سنگ ملامت زیر بارم می‌کشد

وحشیی کز سایۀ خود خانه می‌سازد جدا

این قدر دنبال خود یارب چه کارم می‌کشد؟

روی سختی کز دل چون آهن او دیده‌ام

گر شوم در سنگ پنهان، چون شرارم می‌کشد

شد نمایان زخمم از سیر خیابان بهشت

دل به سیر کوچه باغ زلف یارم می‌کشد

چون توانم پای در دامن چو بیدردان کشید؟

خار صحرای ملامت انتظارم می‌کشد

آن که دامن بر چراغ عمر من زد، این زمان

آستین بر گریۀ شمع مزارم می‌کشد

صائب آن نخل برومندم که در فصل خزان

خون گل گردن ز جیب شاخسارم می‌کشد

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤