تومان۱۰۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۱۳۰,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

از خط شبرنگ حسن سرکش او رام شد

صائب تبریزی- غزل شماره 2423

از خط شبرنگ حسن سرکش او رام شد

آن دل چون سنگ آخر بیضۀ اسلام شد

سایل مبرم کند شیرین لبان را تلخ گوی

از دعای من لب لعل تو خوش دشنام شد

جمع کن خاطر ز تسخیرم که بر پیکر مرا

داغها از تنگ درزی حلقه های دام شد

دلخراشی گر مرا مشهور سازد دور نیست

پاره سنگی از خراش سینه صاحب نام شد

حسن چون بی پرده گردد پخته سازد عشق را

شمع در فانوس شد، پروانۀ ما خام شد

طالع از لیلی ندارم، ورنه در دشت جنون

هر کجا وحشی غزالی بود با من رام شد

صاف نوشان از غم ایّام تلخی می کشند

فارغ است از گرد کلفت هر که دُرد آشام شد

تلخکامی قسمت شیرین زبانان کم شود

از زبان چرب، شکّر روزی بادام شد

نیست این افتادگی امروز در طالع مرا

دامن مادر به طفل من کنار بام شد

کوه اگر گردد، به دامن پای نتواند کشید

بر امید وعدۀ او هر که بی آرام شد

بر حیات پوچ گویان نیست صائب اعتماد

می دهد بر باد سر مرغی که بی هنگام شد

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها