رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد

صائب تبریزی- غزل شماره 2321

رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد

می شود شوق لب میگون ز بوسیدن زیاد

می کند دل را پریشان شادی بی عاقبت

رخنه در دل غنچه را گردد ز خندیدن زیاد

باد دستی کهربای خرمن جمعیّت است

حاصل دهقان شود از تخم پاشیدن زیاد

نیست بعد از مرگ هم رزق حریص آسودگی

پیچ و تاب مار گردد وقت خوابیدن زیاد

می گشاید هر که چون ناخن گره از کار خلق

می شود بالیدنش پیوسته از چیدن زیاد

منع حرص می فزون سازد که نخل تاک را

از بریدن می شود هر سال بالیدن زیاد

کرد میزان در نظرها ماه کنعان را سبک

قدر گوهر گرچه می گردد ز سنجیدن زیاد

از نپرسیدن شود گر دیگران را درد بیش

بی دماغان را شود زحمت ز پرسیدن زیاد

نفس کجرو پا به راه راست از پیری نهشت

از عصا گردید ما را پای لغزیدن زیاد

عمرِ کوته گردد از پاس نفس صائب دراز

می کند این رشته را بر خویش پیچیدن زیاد

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها