پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

 

صائب تبریزی- غزل شماره 2128

پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

برخاستن از جان، علم لشکر عشق است

گلگونۀ رخسار گهر گرد یتیمی است

خواریّ و غریبی پدر و مادر عشق است

گر دفتر عقل است ز جمعیّت اوراق

از هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است

تنها نگرفته است همین روی زمین را

چون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است

سر بر خط حکمش ننهد خاک، چه سازد؟

جایی که فلک بنده و فرمانبر عشق است

حرفش ز دل سوخته ام دود برآورد

آتش بود آن آب که در گوهر عشق است

بر حلقۀ در، در حرم وصل برد رشک

هر حلقۀ چشمی که ادب پرور عشق است

چون نار کند شق دل مینای فلک را

این بادۀ پر زور که در ساغر عشق است

از عشق بود هرکه رسیده است به جایی

پرواز کمالات به بال و پر عشق است

شیرین سخن افتاده اگر خامۀ صائب

زان است که نیشکّر بوم و بر عشق است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها