ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟ - ادبستان شعر پارسی % %

ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟

صائب تبریزی- غزل شماره 2027

ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟

زخم دو تیغه باز تو از ذوالفقار کیست؟

آه تو پرده سوز و سرشک تو دلفروز

جان تو زخمی که، دلت داغدار کیست؟

چشم جهان ز پرتو او خیره می شود

داغ جگر گداز تو از لاله زار کیست؟

خون در رگ تو شیر ز مهر که می شود؟

خمیازۀ تو بر قدح بی خمار کیست؟

خورشید را ز شوق تو در آتش است نعل

چشم ستاره بار تو در انتظار کیست؟

بر پشت نامۀ تو بود مُهر آفتاب

تا روی نامۀ تو به سوی عذار کیست؟

از انفعال، خون ز شفق می کنی عرق

رخسارۀ منیر تو تا شرمسار کیست؟

خون می خوریّ و آینه را پاک می کنی

تا سینۀ گشاد تو آیینه دار کیست؟

شستی به اشک، سرمۀ شب را ز چشم خویش

ای آفتاب روی، دلت سوکوار کیست؟

گردون ز نوشخند تو یک تنگ شکّرست

این چاشنی ز کنج لب بوسه بار کیست؟

نیلوفر سپهر ز آب تو تازه است

شاخ گل تو تشنه لب جویبار کیست؟

جان را نسیم لطف تو از هوش می برد

این بوی روح بخش ز باغ و بهار کیست؟

بی سکّه رایج است زر آفتاب تو

این نقد خوش عیار ز دارالعیار کیست؟

تیغ و سپر نمی کنی از خویشتن جدا

اندیشه ات ز غمزۀ مردم شکار کیست؟

در وصف صبح، این سخنان چو آفتاب

جز کلک صائب از قلم مشکبار کیست؟

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤