باد بهار مرهم دلهای خسته است - ادبستان شعر پارسی % %

باد بهار مرهم دلهای خسته است

صائب تبریزی- غزل شماره 1954

 

باد بهار مرهم دلهای خسته است

گل مومیایی پر و بال شکسته است

شاخ از شکوفه پنبه سرانجام می کند

از بهر داغ لاله که در خون نشسته است

وقت است اگر ز پوست برآیند غنچه ها

شیر شکوفه زهر هوا را شکسته است

این سبزه نیست بر لب جو رسته، نوبهار

بر زخم خاک، مرهم زنگار بسته است

زنجیریی است ابر که فریاد می کند

دیوانه ای است برق که از بند جسته است

پایی که کوهسار به دامن شکسته بود

از جوش لاله بر سر آتش نشسته است

افسانۀ نسیم به خوابش نمی کند

از نالۀ که بوی گل از خواب جسته است؟

از جوش گل، ز رخنۀ دیوار بوستان

خورشید در کمین تماشا نشسته است

صائب بهوش باش که داروی بیهُشی

باد بهار در گره غنچه بسته است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤