تومان۱۷۵,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

عرش بلند مرتبه بنیان آدم است

صائب تبریزی- غزل شماره 1916

عرش بلند مرتبه بنیان آدم است

خورشید عقل، شمسۀ ایوان آدم است

آدم چه جوهری است، که گنجینۀ سپهر

با صد هزار چشم نگهبان آدم است

لعلی که خون کند به جگر آفتاب را

در مشت خاک بی سر و سامان آدم است

همّت بلند دار که نُه خاتم سپهر

فرمان پذیر دست سلیمان آدم است

در بزم قدسیان خبری زین چراغ نیست

سوز و گداز، شمعِ شبستان آدم است

از پیچ و تاب درد، مَلَک را نصیب نیست

این تاب در کمند رگ جان آدم است

ده آیۀ حواس که منشور قدرت است

نازل ز روی مرتبه در شأن آدم است

از قدر، پای بر سر گردون گذاشته است

در خاک اگرچه گوشۀ دامان آدم است

بر هر گل زمین، گل ابری گماشته است

روی شکفته تازه کنِ جان آدم است

تا دست می رسد به می و مطرب و نگار

اندیشۀ بهشت ز کفران آدم است

از دلو آفتاب ربوده است اختیار

این یوسفی که در چَهِ کنعان آدم است

آدم نه ای، ازان ز فلک شکوه می کنی

ورنه فلک مسخّر فرمان آدم است

صائب جواب آن غزل سیّدست این

کامروز آدم است که شیطان آدم است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها