آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت - ادبستان شعر پارسی % %

آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت

صائب تبریزی- غزل شماره 1852

آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت

در پردۀ سحاب مرا آفتاب سوخت

پروانه را نسوخت ز فانوس اگرچه شمع

رویش مرا به پردۀ شرم و حجاب سوخت

خاکستری است گریۀ آتش عنان من

در پرده های دیدۀ من بس که خواب سوخت

شد زرد خطّ سبز ازان روی آتشین

چون سبزۀ ضعیف که در آفتاب سوخت

هر چند عاجزیم حذر کن ز اشک ما

کز گریه داغ بر دل آتش کباب سوخت

نگذاشت آب در جگرم آه آتشین

در برگ گل ز تندی آتش گلاب سوخت

چون زلف، راه عشق سیاهی کند ز دور

از بس نفس درین ره پر پیچ و تاب سوخت

فیضی نبردم از می گلرنگ نوبهار

چون لاله در پیالۀ من این شراب سوخت

سنگین فتاده خواب تو، ورنه فغان من

در چشم نرم مخمل بیدرد خواب سوخت

از مرحمت به مرهم کافور غوطه داد

صائب اگر کتان مرا ماهتاب سوخت

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤