به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت - ادبستان شعر پارسی % %

به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت

صائب تبریزی- غزل شماره 1825

به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت

کدام تشنه لب خود به جویبار گذاشت؟

جواب خون حلال مرا چه خواهد گفت؟

ستمگری که ترا دست در نگار گذاشت

به یک دو بوسه کز آن سنگدل طلب کردم

حقوق خدمت صد ساله برکنار گذاشت!

چنان فریفتۀ حسن این چمن شده ام

که دست رد نتوانم به هیچ خار گذاشت

ز عجز، قدرتِ کارش تمام صورت بست

مصوّری که شبیه تو نیمکار گذاشت

کجا به سایۀ بال هما کند اقبال؟

کسی که دامن دولت به اختیار گذاشت

نداشت عرصۀ میدان بیقراری من

که کوه صبر مرا عشق برقرار گذاشت

فسان تیزی رفتار گشت سنگ رهش

سبکروی که مرا دست زیر بار گذاشت

ز سخت رویی دشمن نمی شود مغلوب

مبارزی که به دشمن ره فرار گذاشت

گرفت روزن خورشید را به دود چراغ

سیه دلی که ترا خال بر عذار گذاشت

به جلوه ای که درین بحر کرد ابر بهار

هزار دانۀ گوهر به یادگار گذاشت

وفا به وعدۀ ناکرده می کند صائب

همان که دیدۀ ما را در انتظار گذاشت

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤