چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست - ادبستان شعر پارسی % %

چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست

صائب تبریزی- غزل شماره 1688

 

چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست

مدام ساغرش از صاف عیش لبریزست

به خال گوشۀ ابروی او مبین گستاخ

که چون ستارۀ دنباله دار خونریزست

فغان که نرگس بیمار خوبرویان را

شکستن دل ما چون شکست پرهیزست

همیشه در دل فرهاد می کند جولان

چه شد که دامن شیرین به دست پرویزست

زمان حسن قدیم ترا که می داند؟

که آسمان یکی از سبزه های نوخیزست

ز آتش نفس گرم ما خطر دارد

چو خار، محتسب شهر اگرچه سر تیزست

ز آسمان کهنسال دلخراش ترست

اگرچه سبزۀ رخسار یار، نوخیزست

ز سنگ، چشمۀ خون می کند روان صائب

ز بس که درد دل من سرایت آمیزست

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤