تومان۶۵۰,۰۰۰

از گرانخوابی ما عمرْ سبک جولان است

صائب تبریزی- غزل شماره 1488

از گرانخوابی ما عمرْ سبک جولان است

لنگر کشتی ما بال و پر طوفان است

سادگی بین که همان فکر اقامت داریم

گرچه گوی سرِ ما در خم نُه چوگان است

می برد قامت خم رو به اجل پیران را

این کمانی است که چون تیر سبک جولان است

نیست پروای عدم دلزدۀ هستی را

از قفس مرغ به هر جا که رود بستان است

هیچ کس ز اهل بصیرت دل ما را نشاخت

جوهری را چه گنه، گوهر ما غلطان است

دل سرگشته به کونین نمی آمیزد

گوی آمادۀ زخم از دو سر چوگان است

تو نداری سر آزادی ازین بند گران

ورنه هر موجۀ این بحر بلا سوهان است

هر که در دایرۀ پرده نشینان سخن

بی طلب پای نهد، سنگ ته دندان است

چون فلاخن که کند سنگْ سبک جولانش

خواب سنگین سبب شوخی آن مژگان است

دل روشن نکند دعوی دانش صائب

عرض جوهر ندهد آینه چون رخشان است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها