از سودا آفرینش دل مکدّر بازگشت - ادبستان شعر پارسی % %

از سودا آفرینش دل مکدّر بازگشت

صائب تبریزی- غزل شماره 1362

 

از سودا آفرینش دل مکدّر بازگشت

با دهان خشک ازین ظلمت سکندر بازگشت

دید رخسار تو، از آتش سمندر بازگشت

طوطی از گفتار شیرینت ز شکّر بازگشت

باد دستان را کریمان دستگیری می کنند

ابر دایم از لب دریا توانگر بازگشت

گرد عصیان نیست مانع عاصیان را از رجوع

سوی دریا موج از ساحل مکرّر بازگشت

جبّه و دستار می خواهیم ما بیرون بریم

از خراباتی که صد قارون قلندر بازگشت

روح در زندان تن مانده است از افسردگی

آب نتواند به ابر از حبس گوهر بازگشت

هیچ کس را از شراب معرفت لب تر نشد

سر به مُهر این باده چون مینا ز ساغر بازگشت

هر که زه کرد از سبکدستی کمانِ دار را

زود چون منصور ازین میدان مظفّر بازگشت

نیست شیطان ناامید از آستان رحمتش

چون توانم من به نومیدی ازین در بازگشت؟

آن که صائب منع ما می کرد ازان خورشیدرو

دید چون آن چهره را با دیدۀ تر بازگشت

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤