تومان۶۰۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۳۰۰,۰۰۰

تومان۲۰۰,۰۰۰

از عرق تا چهرۀ گلرنگ جانان تر شده است

صائب تبریزی- غزل شماره 1146

از عرق تا چهرۀ گلرنگ جانان تر شده است

دامن گلها به شبنم آتشین بستر شده است

نقد می سازد قیامت را به عاشق شور عشق

دامن صحرا به مجنون دامن محشر شده است

نیست در زندان آهن بیقراران را قرار

سینۀ سنگ از شرار شوخ من مجمر شده است

چون توانم همسفر شد با سبکپایان شوق؟

من که دامن پیش پایم سدّ اسکندر شده است

در قیامت شسته رو برخیزد از آغوش خاک

چهرۀ هر کس که از اشک ندامت تر شده است

مانع پرواز من کوتاهی بال و پرست

بادبان بر کشتی بی طالعم لنگر شده است

می شود طومار عمرش طی به اندک فرصتی

چون قلم هر کس ز بی مغزی زبان آور شده است

علم رسمی تیره دارد سینۀ صاف مرا

بی صفا آیینه ام از کثرت جوهر شده است

چون توانم داشت پنهان فقر را از چشم خلق؟

خرقۀ صد پاره بر بی برگیم محضر شده است

خورده ام چون موی آتش دیده چندین پیچ و تاب

تا رگ ابرم ز دریا رشتۀ گوهر شده است

می کند بی دست و پایی دشمنان را مهربان

شعله بر خاشاک من بسیار بال و پر شده است

تا چه خواهد کرد صائب با دل مومین من

آتشین رویی کز او آیینه خاکستر شده است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها