هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوست - ادبستان شعر پارسی % %

هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوست

صائب تبریزی- غزل شماره 1087

 

هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوست

از بهار زندگانی بهرۀ او گفتگوست

گر نخواهد میهمان دل شد آن یار عزیز

آه چندین خانۀ دل را چرا در رفت و روست؟

با تعلّق سجدۀ درگاه حق مقبول نیست

از دو عالم دست شستن این عبادت را وضوست

لنگر بیتابی عاشق نمی گردد وصال

ماهی بی صبر را هر موج بال جستجوست

در بیابانی که آن آهوی مشکین می چرد

نقش پای رهروان چون ناف آهو مشکبوست

گر به ظاهر چشم ما خشک است چون جام تهی

گریۀ مستانۀ ما همچو مینا در گلوست

گر به گل رفته است پای خم ز مستی باک نیست

سیر و دور آسیای جام در دست سبوست

پرده پوشی دامن آلودگان را لازم است

چاک در پیراهن یوسف چه محتاج رفوست؟

می شود بی برگ صائب زود نخل میوه دار

سرو از بی حاصلی در چار موسم تازه روست

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤