تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۱۳۰,۰۰۰

شاهد مستوری گل قطرۀ شبنم بس است

صائب تبریزی- غزل شماره 1000

شاهد مستوری گل قطرۀ شبنم بس است

چهرۀ مریم دلیل عصمت مریم بس است

مشت آبی می کند خواب گران را تار و مار

قطرۀ اشکی پی ویرانی عالم بس است

طفل را حال پدر آیینۀ عبرت نماست

گوشمال آدم از بهر بنی آدم بس است

گو ندارد ماتم ما بیکسان را هیچ کس

حلقۀ فتراک، ما را حلقۀ ماتم بس است

ترک احسان است احسان پیش ما آزادگان

طی کند آوازۀ احسان خود حاتم بس است

بعد ازین دوران شهرت از سفالین جام ماست

تا به کی در دور باشد نام جام جم، بس است!

بر نتابد منّت مرهم دل مجروح ما

زخم ما را خون گرم ما، همان مرهم بس است

شاهد خودبینی خوبان درین بستانسرا

بر سر زانوی گل، آیینۀ شبنم بس است

خامشی آرد پریزادان معنی را به دام

توشۀ غوّاص گوهرجوی، پاس دم بس است

زود سَیریهای دولت را اگر خواهی دلیل

از سلیمان روی پنهان کردن خاتم بس است

غم مخور صائب اگر ننشست نقشت در جهان

اهل معنی را ز عالم نام چون خاتم بس است

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها