قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از یاسر قنبرلو

شعری از یاسر قنبرلو

به این پست امتیاز بدهید

گذشت قصّه ی گرگی که گله را می بُرد

و از خزانه ی چوپان فقط کتک می خورد

گذشت مصرف داروی عاشقی ، دکتر

نمی دهد دهنم بوی عاشقی دکتر

به پیچ هرزه ی من نسخه ای بپیچانید

وَ استفاده کنید از هرآنچه می دانید

کسی که مثل خودم ادّعاست ، می گوید

تمام  عاطفه ها مرده ! راست می گوید

نشد که ” من ” کَمَکی هم به ” ما ” بیندیشم

آهای کرم به ظاهر قشنگ ابریشم

درون وزن  وقیحانه ات ، همیشه بلول

لجن ، لجن ، فعلاتن ، لجن ، لجن ، مفعول

کنار جوب خیابان ، فروش خواهد رفت

تنی که شخصیتش زیر دوش خواهد رفت

دلم برای دو چشمی که از خودش افتاد

نمی شود که نسوزد ، نمی شود فرهاد

منی که روز و شبم را خیال می بافم

بیا ببین ! همه شیرین شدند اطرافم

در این زمانه که لیلا نگاه می خواهد

چه عاشقی!؟ دل مجنون گناه می خواهد

بیا ببین ! همه عاشق شدیم ، اینجوری

دوباره مثل  شقایق شدیم ، اینجوری

سیاه ، سینه و دستی که شُسته در خون است

برای بردن لذت ، (( دو روز )) مجنون است

دلم برای دو چشمی که از خودش افتاد

نمی شود که نسوزد ، نمی شود ، فرهاد


 واژگان کلیدی: اشعار یاسر قنبرلو،نمونه شعر یاسر قنبر لو،شعری از یاسر قنبرلو،شعر سنتی یاسر قنبرلو،شعرهای یاسر قنبرلو.شعر انتقادی،شعر اجتماعی،شاعر یاسر قنبرلو،یک شعر از یاسر قنبرلو

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code