قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / شعری از فاتحه مرشید،شاعر مراکشی

شعری از فاتحه مرشید،شاعر مراکشی

 

سیاه پوشیده بودی و دلتنگی‌هایت پیدا نبود

صورتت را پوشانده بودی که اشک‌هایت پیدا نباشد

کجای کتاب‌های آسمانی نوشته :

مرد گریه نمی‌کند ؟مرد دلتنگ نمی‌شود؟

مردان دلتنگ، کوه‌های فرو ریخته‌اند

عاشقان تاریخی

مردان دلتنگ، اشک نمی‌ریزند

باران‌های سیلابی اند.

سیاه پوشیده بودی و لب‌هایت را پوشانده بودی

و چشم‌هایت را پنهان می‌کردی

من اما سپید پوشیده بودم

موهایم را رها کرده بودم

چشم‌هایم تو را جستجو می‌کرد

اندام من تو را سفید خواهد کرد

تنها اگر به آغوشم بازگردی

دست از دلتنگی بردار

هیچ غربتی آشناتر از آغوش یک زن نیست .

“برگردان:بابک شاکر”


واژگان کلیدی: اشعار فاتحه مرشید،نمونه شعر فاتحه مرشید،شاعر فاتحه مرشید،شعرهای فاتحه مرشید،شعری از فاتحه مرشید،یک شعر از فاتحه مرشید،شعرهای ترجمه شده به فارسی فاتحه مرشید،سروده های برگردان به پارسی فاتحه مرشید،شاعر مغربی،شاعر مراکشی،شاعر اهل کشور مغرب،شاعر اهل کشور مراکش،شعر شاعر زن مراکش،شاعر کشور مغرب،شاعر مغربی،شاعر شمال آفریقا،شاعر آفریقایی،فاتحة مرشید،فاتحه مرشيد.

کانال ادبستان شعر پارسی
......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code