شعری از دکتر بهادر باقری

خدا

 وقتی تو را سرود

 لبخندی شاعرانه زد ،

 مداد جادویی اش را به دست من داد

 و گفت:

 شرحش با تو .

 اکنون من و قلم

 به نیمه ی راه زندگی رسیده ایم

 و می بینم

 دلم شرحه شرحه

 شرح توست

 یکتا غزل خداوند !


 واژگان کلیدی:اشعار بهادر باقری،نمونه شعر بهادر باقری،شاعر بهادر باقری،شعرهای بهادر باقری،شعری از بهادر باقری،یک شعر از بهادر باقری،شعر نو بهادر باقری.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها