قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / شعری از بنفشه ابوترابی

شعری از بنفشه ابوترابی

 

بی قرار بی قراری های نوروزم

ميزی از احساس مالامال می چينم

لحظه ها را هم، به فال نيک مي گيرم

گيسوان سبزه را با عشق می بافم

سبزه هم می خندد و قد می کشد از شوق .

سيب سرخی را به آب تنگ می بخشم

جای ماهی قرمزی که جزو سنت نيست .

بعد تنگ ماهی ام را

طبق عادت می نشانم رو به سوی آينه با مهر

سيب می خندد به تصويرش درون آینه با شرم زیبایی

دانه های سنجد شيرين رويا را

مي شمارم بعد می خندم

چون که يک سال دگر را نيز بخشيدم به تقويمم .

یک سال دگر را زندگی کردم

ساعتی را روی بی وقتی دوباره می کنم تنظيم

مي گذارم پای هفت سينم

روی قلب استکان خسته امشب سرکه می ريزم

زخم تنهایی او را سرکه شايد شد کمی درمان

سکه ها را هم به پای سبزه می ریزم

شاید از زردیشان کم شد

حبه های سير را

با دعوتی از پيش تعيين گشته می خوانم سر سفره

لحظه هايم بوی تند سير مي گيرد

چشمهايم رنگ دلتنگی

شايد اين يکشنبه در راه

روی ميز خانه همسايه مان

کمرنگ باشد سفره نوروز

خنده تحريم است اکنون روی لبهايم

بعد

يک نفر خوشبينی ام رازیر زور قلقلک بیدار می سازد

فرصتی باقی است

تا نوروز می خندم


واژگان کلیدی: اشعار بنفشه ابوترابی،نمونه شعر بنفشه ابوترابی،شاعر بنفشه ابوترابی،شعرهای بنفشه ابوترابی،شعری از بنفشه ابوترابی،یک شعر از بنفشه ابوترابی،شعر نو بنفشه ابوترابی،سروده های بنفشه ابو ترابی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code