قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / شعری از ارنستو چگوارا

شعری از ارنستو چگوارا

 

می توانستم شاعری باشم

ولگرد قمارخانه های بوينس آيرس

محفل نشينِ خواب و زن و امضاء و

اعتياد.

نوحه سرای گذشته های مُرده

گذشته های دور

گذشته های گيج.

اما تا کی… ؟

از امروز گفتن و

برای مردم سرودن

دشوار است،

و ما می خواهيم

از امروز و از اندوهِ آدمی بگوييم

و غفلتی عظيم

که آزادی را از شما ربوده است.

می توانستم شاعری باشم

بی درد، پُرافاده، خودپسند،

پرده بردارِ پتيارگانی

که بر ستمديدگانِ ترس خورده

حکومت می کنند.

می دانم!

گلوله را با کلمه می نويسند،

اما وقتی که از کلمات

شَقی ترين گلوله ها را می سازند،

چاره چريکی چون من چيست؟

کلمات

راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست

و ما نيز

سرانجام

بر سر  معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:

کلمه، کلمه ی نجات!مردم

ترانه ای از اين دست می طلبند.


واژگان کلیدی: اشعار،نمونه شعر،دکتر ارنستو چه گوارا،شعری از رافائل گوارا دلاسرنا،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سرود های برگردان به پارسی،شعرهای،ال چه،پزشک سیاستمدار چریک آرژانتینی،شاعر اهل کشور آرژانتین،شعر آرژانتینی،ارنستو چگوارا .

 Ernesto Rafael Guevara de la serna،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code