پرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید

شاطر عباس صبوحی قمی

غزل شماره 22

 

پرده تا باد صبا از رخ جانانه کشید

پیش رویم همه جا نقش پریخانه کشید

ماجرایی که کشید از سر زلفش دل من

می‌توان گفت که در سلسله ، دیوانه کشید

میل بر باده و پیمانه و ساقی نکند

هر که با یاد لب لعل تو پیمانه کشید

دل جمعی است پریشان و ندانم امشب

که سر زلف دلارام تو را شانه کشید ؟

شعله ی شمع ، شرر بر پر پروانه بزد

آتش عشق ، شرر بر من دیوانه کشید

رشک آتشکده شد سینه ی بی کینه ی من

آتش عشق تو بس شعله در این خانه کشید

مژده بردند بر پیر مغان مغبچگان

که صبوحی ز حرم رخت به میخانه کشید

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها