شعری از سید منصور تتری

 

نگاهم تو را درنوردید،پر از شعر و آیینه بودی

نمی دانم،انگار در خواب برایم غزل می سرودی

دوباره کبوتر،دوباره نگاهی از آیینه لبریز

نگاهی پر از شعر دریا که با آن دلم را ربودی

تو مثل دلم روستایی،تو لبخند پاک خدایی

تو جاری ترین نسل دریا،تو زیباترین شعر رودی

تو از جنس آیینه بودی،زلال و لطیف و صمیمی

شبی که دلت را شکستند از آیینه ها پر گشودی

شهیدان تو را می شناسند،تو در آسمان ها امامی

تو بودی که شعر شهادت به گوش شقایق سرودی


واژگان کلیدی: اشعار سید منصور تتری،نمونه شعر سید منصور تتری،شاعر سید منصور تتری،شعرهای سید منصور تتری،شعری از سید منصور تتری،یک شعر از سید منصور تتری،غزل سید منصور تتری،غزلیات سید منصور تتری،غزل های سید منصور تتری،غزلی از سید منصور تتری،شاعر کرمانشاه،شعر شاعر کرمانشاهی،شعر دفاع مقدس،شعر با موضوع جنگ تحمیلی و شهادت.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها