شعری از پونه نیکویی

فریاد “یا علی” تو با گوشم آشناست

حرفی بزن که دل به سکوت تو مبتلاست

از جنس پاک آیینه بودی امید سبز

اینجا گواه پاکی توعطر آن خداست

وقتی که آسمان خبر از هجرت تو داد

گفتم به او که کوی شقایق بگو کجاست

رفتم به سرزمین شقایق شبی و من

دیدم که سنگر تو دگر کوی لاله هاست

آنشب که با کبوتر خود همسفر شدی

گفتی در آن زمین دل پاکم زغم رهاست

امروز من دوباره سراغ تو آمدم

اینجا دلم به یاد تو از غصه ها جداست

راهی قشنگ آمده ام ای حضور سبز

تنها پلاک مانده تو یادگار ماست


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،پونه نيكويي،شعر درباره شهید،با موضوع شهادت،جبهه و جنگ،شعر دفاع مقدس،شعر شهیدان جنگ تحمیلی،شاعر استان گیلان،شاعر گیلانی.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها