قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از سیامک میرزاده

شعری از سیامک میرزاده

گردن زدم به عشق تو عین القضات را

آتش کشیدم از عطشت منشات را

حلاج را سین طواسین سپردم و

دادم به دست قافیه پیر هرات را

تاریخ را به میل تو تفسیر کردم و

با رخصت از تو پرسه زدم کائنات را

تاویل کردم آیه به آیه به سود تو

تمثیل وار سوره ی والعادیات را

در هجری ثلاثه عشر من شکافتم

عِزَ عُزا، منیَ منا، لافِ لات را

من بودم آن که کاست به یومیه ای سه بار

فریاد پنج وقت اُقیم الصلاه را

ای خضر! هوشدار که عشقم اگر کشید

می گیرم از تو چشمه ی آب حیات را

تا سیل با خلیفه و بغداد خو کند

بستم به یک اشاره مسیر فرات را

رفتم به خواب غزنه که در سر بپرورد

سلطان سبکتکین سفر سومنات را

برگرد و خواجه حافظ شیراز را بگو

من داده ام به شعر تو شاخ نبات را

محکم به قصد اشرف افغان گره زدم

با سرنوشت مبهم نادر، کلات را

تاریخ پر تلاطم عاشق کش ! ای وطن

گم می کنم بدون تو راه نجات را

از من بگیر هر چه که دادی ولی نگیر

از چشم های خسته ی من خنده هات را


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،سيامك ميرزاده،از کتاب غ در ق.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code