قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار سعید فلاحی

اشعار سعید فلاحی

شعر نخست :

از احوالم می پُرسی؟

آه !

سوگوارم !

!  سوگوار

مگر نمی‌بینی آتش گلوله

سینه‌ی گل را دریده است

و پائیزی وحشتناک

بر تن باغ چنگ می‌زند

و دارد

مرگِ درخت‌های جوان

دانه دانه رقم می‌خورد

امروز

چهار خواهر معصوم را

گستاخی خدانشناس عریان کرد

سوگوارم

سوگوارِ زخم‌های وطنم

سوگوار حلبچه ی مسموم

و کوبانی ویران

سوگوار کوردستانم

حالم را نپرس.

 


شعر دوم :

خوبم

شبیه فانوس کنج انباری

که دل پری از لامپ‌ها دارد.

خوبم

شبیه گلدان کنار پنجره

که با حسرت

گل‌های آفتابگردان مزرعه را نگاه می‌کند.

خوبم

شبیه قایقی پیر

در خشکی

که می‌داند دیگر به آب نمی‌اُفتد.

خوبم

شبیه کاسِتی

که سال‌هاست

آواز عشقش

در پس خاطره‌ها جا مانده

خوبم اما

حال تو چطور است


شعر سوم :

اگرچه

در تصویرِ توی قاب لبخند می‌زنم اما

این شعر اِلِمانی‌ست از دلتنگی‌هایم

ادامه‌ی حُزنی که پایان ندارد

عاشقانه های جهان هستی

تو تنها مضمونِ

با دلیل رجعتِ خیالاتم

به تو

تو

بهارهای هر ساله‌ام فرق می‌کند

با این روزهای لعنتی طراوتی نمی‌بینم

در آب، آفتاب، خاک، زندگی

لای انگشت‌هایِ ظریفِ تو نفس می کشد

و پرندگان عاشق بر شانه‌های تو آواز می‌خوانند

این جا هیچ چیز از آن من نیست

کاش دلتنگی زبان داشت

تا دوری ی تو را فریاد بزنم

کاش شعر مرا می‌خواندی

می‌دانی

شعرم

بغض قافیه‌هایش

راه‌بندانِ گلوی من شده است .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،سعيد فلاحي، زانا كوردستاني.

یک دیدگاه

  1. ممنونم قشنگ بودن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code